+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 16:11  توسط ندارد
|
؛نام همه مردم اينجا «حسين» است
؛باران نيامده است. اينجا، اشك است كه زمين دل را مي نوازد و مي شويد و باز چون چشمه از قبله ترين سمت قلب مي جوشد و قبيله ايمان را به بازفهمي هل من ناصر ينصرني ، اين آشناترين ترانه ازلي غيرت فرا مي خواند. باران نيامده است. اينجا، اتفاقا اين قطعه زمين دارد نهمين سال خشكسالي را هم تجربه مي كند.
اما آنچه مي بارد ، اشك است. اشك چشمان عزاداران «بركوكي» كه قبل از آن كه برزمين بريزد پرچم هاي عزا، به نيابت از فرشتگان در وزش نسيم مهر، اشك ها را پاك مي كند.
باران نيامده است. اينجا، در «بركوك» از روستاهاي قاين، مردم هستند كه اشك مي بارند؛ زن ومرد، پير و جوان، كوچك و بزرگ. صاعقه اين باران اشك هم يك نام است. «حسين (ع)» و اين عجب كه پايان باران هم رنگين كمان فقط با يك رنگ در آسمان ايمان مردم شكل مي گيرد؛به رنگ سرخ. همان كه موسوي گرمارودي در شعر معروف «خط سرخ» سروده بود.
در اين عالم هرچيز يا سرخ است يا حسيني نيت ...و دل مردم «بركوك» حسيني بود و الا جز نام حسين(ع) ، نمي توانست، عصاي دست پيرمردان و پيرزنان شود و آنها را به كوچه بكشاند؟...
عزاداري در اين روستا كه داراي باورهاي مذهبي ديرينه است در قالب سنت هايي برگزار مي شود. مثلا در روز هفته محرم، در مراسم خاص، ٢ علم به نام امام حسين (ع) و حضرت عباس(ع) بسته مي شود و مردم با دستاني از وضو سرشار، دل و دست بريده از كارهاي دنيايي،در مراسمي شركت مي كنند و علم ها را از حسينيه به سوي بزرگ ترين ميدان روستا مي برند و آنجا ، مردان ، پروانه وار گرد يك بيرق جمع مي شوند و زنان همچون حلقه يك نگين بر گرد يك بيرق قامت كشيده به صورت جداگانه عزاداري مي كنند.
؛ياحسين- ياعباس ؛ميان اين دو حلقه عزاداري، يك فاصله معنادار است كه هر بيننده را ياد بين الحرمين مي اندازد . اينجا ، كلام همه يكي است، چه آن كه چشم به باران مي شويد و چه آن كه بر سر مي زند يا بر سينه، اينجا همه يا حسين و يا عباس مي گويند...
در روز تاسوعا، عزاداري وارد يك مرحله زيباتر مي شود به اين شكل كه بيرق حضرت امام حسين (ع) در جلو و بيرق حضرت عباس(ع )در انتهاي جمعيت به حركت در مي آيند.
فاصله آنها را پرچم هاي مزين به شعارهاي ياحسين، ياعباس، يا ثارا... پر كرده است و دو وانت بار نيز، حامل وسايل صوتي به حركت در مي آيند تا موكب نوحه خوانان عاشورايي باشند و همراه عزاداران از مقابل تك تك منازل روستا عبور مي كنند و در اين حال صاحبخانه با اهداي نذورات و قرباني گوسفند از عزاداران سيدالشهدا(ع) استقبال مي كند...
كاروان عزاداران در مسير حركت خود در محل هاي معين، شاهد توقف هيئت مي شوند كه با ذكر نام براي كليه ساكنان آن محل فاتحه سلامتي و براي درگذشتگانشان حمد و سوره مي خوانند و سپس به ادامه عزاداري مي پردازند.
رسم زيباي ديگر، اين است كه علم حسيني را به در منازلي مي برند كه كسي از آنها از محرم قبل تا اين محرم فوت شده است.... به اين گونه نيمي از خانه هاي روستا تا ظهر تاسوعا، ميزبان بيرق حسين مي شوند و سپس مردم به برگزاري مراسم نماز ظهر و عزاداري مي پردازند و باز صبح عاشورا، علم بر دوش راهي خانه هاي باقي مانده مي شوند.
ظهر عاشورا، پس از اقامه نماز در حسينيه روستا، مراسم خاص قتلگاه را برگزار مي كنند.
عصر عاشورا، عزاداران به ميهماني درگذشتگان و سلام شهدا مي روند.
ميزبانان اين مراسم، شهيدان حبيبي، واقعي، فلكي و چوبي هستند كه عزاداران پس از بردن علم بر سر قبر اموات تازه درگذشته، گرد مزار شهدا روي زمين مي نشينند.تا توشه اي كه مردم براي شادي روح در گذشتگان خود تدارك ديده اند بين عزاداران توزيع شود.
اينجا هم ، روح تك تك درگذشتگان با قرائت فاتحه اي شاد مي شود.
چنان كه در روز تاسوعا،به خانه تك تك زندگان مي روند. اينجا مردگان هم فراموش نمي شوند....
....و اين قصه به پايان نزديك مي شود و مردم گردشهدا جمع مي شوند و به قرائت زيارتنامه مي پردازند. اينجا اشك و فرياد يا حسين، بوي شهيد مي دهد و مردم يا حسين گويان، ياد شهيدان خويش را گرامي مي دارند و هنوز از گل هاي پرپر خود مي گويند كه از سفر كربلا باز آمده اند... و اين گونه خورشيد عاشورا، غمگنانه تر از هميشه در «بركوك» غروب مي كند. روستايي كه نبايد فراموش كرد.
بركوك از لحاظ فرهنگي و پيشينه مذهبي از روستاهايي است كه در ايران جايگاه ويژه اي دارد ازجمله اين كه بيش از يك قرن است كه نمازجماعت دراين روستا صبح، ظهر و شب اقامه مي شود.
اين روستا ٠٥١ خانوارجمعيت دارد و در حال حاضر نام ٠٤ روحاني و طلبه را در شناسنامه خود با افتخار ثبت كرده است.
علاوه بر اقامه نماز جماعت و بيان احكام شرعي، مراسم دعاي كميل در طول سال تعطيل نمي شود و ٢ كانون مخصوص بانوان توسط خيران فعال است.
يكي از اين كانون ها توسط خانواده شهيد واقعي( مادر شهيد) و ديگري توسط برادر شهيد حبيبي و خانم ها صحراكرد و اسماعيلي به اجراي مراسم مي پردازند. كشاورز نمونه قاينات احمد ميرزايي با درايت حجت الاسلام شهرستاني و واقعي مسئوليت هيئت امنايي مسجد و حسينيه را برعهده دارد.
مسئوليت هيئت عزاداري را علي كدخدايي از فرهنگيان روستا متقبل شده است و رياست مدرسه راهنمايي و شوراي روستا را محمد خوبي عهده دار است.
جالب است كه تريبون نوحه خواني را جوانان تحصيلكرده اي همچون ابوالفضل روزي و حسين ولي زاده و... اداره مي كنند. آنها سال ها قبل دروس دانشگاهي خود را گذرانده اند.
آشپزي مراسم تاسوعا را يكي از پاسداران و عاشورا را يكي از بازاريان مقيم قاين به عهده دارد.
آنها نذر كرده اند تا زنده اند خادم افتخاري حسين(ع) در اين دو روز باشند.
علاوه بر آنها خادمان افتخاري مراسم به نوبت از عزاداران درجلسات پذيرايي مي كنند از كربلايي عباس محسني كه هر شب همه عزاداران را به صرف چاي دعوت مي كند تا جواناني كه سر از پا نشناخته به پذيرايي ونظافت مجالس مي پردازند.
نبايد قدرداني مردم اين روستا را فراموش كرد چون آنها هنوز درتمامي جلسات از مرحوم ملكي، واقعي، خداپرست و بذري كه روحانيان محل بودند و مرحوم شده اند يا از علم داران حسين و... به عظمت ياد كنند و مرتب مشوق آقايان واقعي و بلند كه اكنون مراسم را اداره مي كنند هستند.
+
نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 15:40  توسط ندارد
|
+
نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 15:37  توسط ندارد
|